Friday، June 13، 2008

مشکل در خط فارسی نیست

دکتر باطنی
از نخستین سالهای شروع تماس ما با غربیها در یکی دو سده اخیر کسانی بوده‌اند که، البته با حسن نیت، از یک طرف به پیشرفت و دستاوردهای خیره‌کننده آنها در علم و نکنولژی نگاه کرده‌اند و از طرف دیگر عقب‌ماندگی و درجازدگی چندصدساله خودمان را دیده‌اند و درصدد ارائه راه‌حل برآمده‌اند.
یکی از راه‌هایی که بعضی از این ناظران (که البته بعدا به غرب‌زدگی متهم شدند) ارائه کرده بودند تغییر خط فارسی و استفاده از الفبای لاتین بود. این پیشنهاد خوشبختانه در ایران عملی نشد ولی ترکیه، تاجیکستان و آذربایجان شوروی آن را دنبال کردند و متاسفانه بعد از گذشت تقریبا یک قرن از آن نتیجه زیادی جز بیگانگی با میراث فرهنگی و قطع ارتباط نسل جدید با گذشته‌شان ندیده‌اند.

هنوز هم کسانی پیدا می‌شوند که از روی کنجکاوی، خیرخواهی و شاید هم جویای نام درصدد ارائه پیشنهادهای مشابه برمی‌آیند و گاه توجیه‌های عجیب و غریبی هم برای کار خود ارائه می‌کنند:

در حال حاضر چندين ميليون ايراني خارج از ايران زندگى مى كنند كه در بسياري از خانواده ها فرزندانشان به خوبى به زبان فارسى صحبت مى كنند اما خواندن ونوشتن آن را نياموخته اند و با اين خط مى توانند به يكباره و با صرف تنها چند دقيقه وقت با فرهنگ نوشتارى زبان فارسى آشنا شوند و مطالبى را به اين زبان بخوانند و بنويسند.
ساده‌اندیشی و ناپختگی استدلال فوق آنچنان روشن است که نیاز چندانی به شرح و تفسیر ندارد. آنچه این دوست عزیز ظاهرا متوجه آن نشده این است که «فرهنگ نوشتارى زبان فارسى» جوکهای بی‌مزه‌ و توهین‌آمیزی که بعضی در نامه‌های اینترنتی یا پیامک‌ها رد و بدل می‌کنند نیست که با استفاده از خط پیشنهادی ایشان «به يكباره و با صرف تنها چند دقيقه » فرزندان چند میلیون ایرانی که در خارج زندگی می‌کنند با این گنجینه غنی آشنا شوند.
فرهنگ نوشتاری فارسی مجموعه عظیم کتابها و نوشته‌هایی است که از فردوسی تا اعتصامی، جمالزاده و ذبیح‌الله منصوری و هزاران نویسنده و مترجم دیگر در طی سالیان دراز روی هم انباشته شده تا این گنجینه گرانبها به دست ما رسیده است. «صرف تنها چند دقيقه» برای آموختن یک خط قراردادی نه‌تنها هیچ کمکی برای انتقال آن گنجینه به نسل بعد نمی‌کند بلکه قطع ارتباط کودکان و جوانان را با آن فرهنگ تضمین می‌کند.

یادگیری خط فارسی بخشی ار مراحل آموختن این زبان است و این تنها به‌فارسی محدود نمی‌شود. آن کودکانی که (چه در داخل و چه در خارج ایران) به‌تصور این دوست عزیز «به خوبى به زبان فارسى صحبت مى كنند» فقط توانسته‌اند زیرمجموعه کوچکی از واژگان و ساختمان دستوری زبان را که گونه محاوره‌ای خوانده می‌شود یاد بگیرند و بر روی کاغذ آوردن آن جملات نتایج خنده‌داری به‌همراه خواهد داشت که فقط ممکن است «به درد عمه» آنها بچه‌ها بخورد. برای نوشتن فارسی باید گونه نوشتاری آن را یاد گرفت و تنها راه آن، یادگیری الفبای فارسی و خواندن نوشته‌های دیگران است و همچنین نگارش نوشته‌های متعدد توسط زبان‌آموز و یادگرفتن از طریق تذکر اشتباهاتی است که در آن نوشته‌ها وجود داشته‌است.
این تنها راهی است که برای یادگرفتن گونه نوشتاری فارسی و هر زبان دیگری باید پیمود و متاسفانه هیچ راه میان‌بر یا آمپولی که با تزریق آن «به يكباره و با صرف تنها چند دقيقه وقت» بتوان با فرهنگ نوشتاری فارسی آشنا شد وجود ندارد.

استدلال دیگر در مورد محدودیت تلفن‌های موبایل یا کامپیوترها برای کار با زبان فارسی از استدلال قبلی هم ضعیف‌تر و خطرناک‌تر است. نباید فراموش کنیم که این تکنولژی است که برای خدمت به ما باید توسعه و تکامل یابد و انتظار اینکه مردم روش زندگی و فرهنگ و الفبای زبانشان را کنار بگذارند چون هنوز برنامه‌ای برای پردازش آن نوشته نشده بسیار غیرمنطقی و نامعقول است.

البته من از جوانانی مثل نویسنده آن مطلب که حتما از روی شوق و انرژی جوانی و با حسن‌نیت در صدد ارائه راه‌حل بوده گله‌ای ندارم. در مورد ریش‌سفیدانی مانند دکتر باطنی هم، همانطور که در آن نوشته آمده ایشان مواردی مانند نوشتن اسامی خاص به الفبای لاتین را مد نظر داشته‌اند. وگرنه این چیزها مشکل زبان فارسی نیست و تلاش برای دستمال‌بستن به سری که درد نمی‌کند کار بیهوده‌ای است.

0 نظر:

Balatarin